مخمان درد می کند. سرمان گیج می رود. اسکلمان روشن خاموش می شود. حالمان هم
که... کلاً از حال نپرسید که چنان بی حالیم که اگر مواظب حال خودتان نباشید می گیریمش. آن وقت
است که دیگر پس نمی دهیم. خلاصه اینکه حسابی کج و کوله ایم. از آن نیش باز این هوااااااااااااااااا.
فقط یک شکاف کوچک لبخند مانده. که آن هم اگر نباشد شبیه میت می شویم. خب آدم در دو
روز دو تا امتحان بدهد بهتر از این نمی شود که!! می شود؟؟ شنبه رفتیم امتحان تفسیر
قرآن بدهیم. چنان تفسیری کردیم که باز شدن درهای جهنم را از همان جلسه روبروی خودمان
دیدیم. از امتحان ساختمان هم نپرسید که چنان گندی زدیم که با هیچ پاک کننده ای نمی
شود پاکش کرد چه برسد به صحیح کردنش. اما نفوس بد نزنیم چشممان به مهر و معرفت
استاد خوش است. بلاخره بار طنز کلاس را به دوش ما بوده. خودتان می دانید چقدر
سنگین است.
در راستای اینکه حال نداریم و کلا بی حال تشریف داریم. وبلاگ وزین ما هم حال
ندارد حال بعضی وبلاگ ها را بگیرد و فعلا در این پست از خونشان گذشته ایم. یکی از
دوستان به ما نوشته ای میل کردند که گفتیم بگذاریمش اینجا همگی بخوانیم و بخندیم.
ما مثله بعضی وبلاگ ها نیستیم که نویسنده ی مهمانمان شر درست کند.
پیشاپیش فرا رسیدن ایام امتحانات را تسلیت می گوییم
پیرامون همین موضوع دیشب اتفاقی برایمان افتاد که گفتیم
برای شما هم تعریف کنیم تا برای شما درس عبرتی شود
ما عادت داریم شب امتحان درس بخوانیم .آخر ، در طول ترم
همین که تا دانشگاه برویم و برگردیم دیگر جونی برایمان نمی ماند که بخواهیم بیایم خانه و مثلا کمی با دوستان بچتیم چه برسد
به اینکه درس بخوانیم!
خب یک آدم شب امتحانی چون ما که نمی تواند یک کتاب 400صفحه
ای را در 2 روز تمام کند برای همین تصمیم گرفتیم تا شب زنده داری را از حالا تمرین
کنیم که باز 2روز دیگر یک شب که بیدار ماندیم فردایش وا نرویم.
دیشب مثل همیشه یک لیوان آب گذاشته بودیم در ماکروفر و عین
این ندید بدید ها زل زده بودیم به شیشه مایکرفر که ببینیم کی این غل غلش شروع میشود که یه دفعه برق از کلمان
پرید.
جایتان خالی یکهو تمام آب داخل لیوان منفجر شد ! البته
لیوانمان نشکسته بود ( بی سواد خودتی ، مگه آب جوشوندن تو مایکروفر کاری داره که
به من میگی بلد نیستم؟تازه دفعه اولم هم که نبود)
در مایکروفر را باز کردیم دیدیم آب است که از سر و روی
مایکروفر بالا میرود :دی
شما تا حالا دیده بودید آب منفجر شود شود ما که ندیده بودیم
. پیرامون این موضوع یاد بنزین و آلودگی هوا افتادیم . دیدین چند روزه هی هوا آلوده
میشه ؟میگن مال بنرین نیست ما هم که نگفتیم هست فقط نمی توانیم درک کنیم چرا از
وقتی مهندسان این مرز و بوم به مرز خودکفایی رسیدن و دارن بنزین تولید می کنن هی
زرت زرت هوا آلوده میشه.شاید هم ماشین ها شنیده اند دارد بنزینشان هدفمند میشود
دارن اعتراض میکنن ما که هیچ مشکلی با این
هدفمند شدن نداریم خیلی هم خوش به حالمان هست یارانه ها هم گرفتیم گذاشتیم در جیب
مبارک ، پز میدهیم.
ما هم بعد از کلی فکر با خودمان گفتیم شاید تا چند روز پیش آب
را هم از خارج وارد میکردند که همه چیش خوب بود حتما حالا در تولید و تصفیه آب هم
به خود کفایی رسیدیم که می تونیم آبی تولید کنیم که با افزایش حرارت منفجر می شود
! البته ما که بعید می دانیم مایکروفرمان بخواهد با این کارش به هدفمند سازی
یارانه ها اعتراض کند عقلش به این حرفا نمیرسد پدر سوخته.
پ.ن 1: اول از همه از دوستم تشکر می کنم که این متنو تو وبش
گذاشت تا بچه ها بیان و نظر بدن که ببینیم این استعداد کشف نشده ی ما در حد تیم ملی
برزیل بود که تا حالا هیچکی بهش توجه نکرده بود یا در حده یک نخود فرنگی له شده که
همان بهتر بهش توجه نشه.
پ.ن2:حالا امروز که تشریف بردین منزل مبارک ، در را باز
کردین دیدین قورمه سبزی از در و دیوار می بارد تعجب نکنید، بنده خدا مادرتان که
نمیدانست آب تازگی ها منفجر میشود، حتما وقتی غذا را گذاشته بار ،زیرش را زیاد کرده تا غل اول بزند منفجر
شده .به جای خندیدن یک لیوان آب قند اول
به او بدهید بعد هم با یک دستمال نمدارکمک کنید تا قورمه ها را از در دیوار پاک
کند . زیاد دستمال رو فشار ندین ،اینجوری
کاغذ دیواری هاتون سبز میشه از ما گفتن بود.دوست داری امتخان هم می تونی بکنی.
پ.ن3:تا حالا جو گیر شدین؟دیشب از همون وقتا بود که جو منو
گرفت عین این بچه های 2ساله بدو بدو رفتم به دوستم گفتم میخوام مطلب بنویسم. گفتم
میذاری تو وبت؟گفت آره ما هم تشکر کردیم.
نیم ساعتی گذشت سرد که شدیم دیدیم عجب حرفی زدیم آخر ما را
چه به مطلب نوشتن ؟ گفتیم ولش کن بابا فردا که ازم پرسید چی شد میگم کار داشتم
اصلا یادم رفت اما نه اینجوری نمیشه پس غرور مردانه مان چه می شود؟ همچین از این
فکر بهمان برخورد که نگو :دی
پ.ن4:اوففف مطلب نوشتن طول دارد بابا ، نخواستیم ، ما فکر
می نمودیم این دوستان مطلب نویس یهو یه ایده میاید به ذهنشان ،بعد هم می نویسند و یکساعته کار تمام...ما دو
ساعت است اینجا نشسته ایم هی مینویسم هی پاک می کنیم الان هم که زن و بچه یمان
میایند خانه ناهار میخواهند به به
پ.ن4:همه را گفتیم که بدانید جو گیر شدن اصلا خوب نیست ما
که اگر خواستیم از این به بعد کسی را نفرین کنیم می گوییم ایشالله جو بگیرتت ، آخر
یکی نیست بگه دختر جان ، نانت نبود آبت
نبود خروار خروار کتاب و جزوه ریخته سرت نشستی مطلب می نویسی ؟؟؟
پی نوشت: فقط کامنت هایی به عنوان
کامنت برگزیده انتخاب می شوند که مربوط به پست بوده و کوچکترین اشاره ای به
برگزیده شدنشان نکرده باشند. پس دقت کنید!!